X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 19 شهریور‌ماه سال 1382 در ساعت 02:50 ق.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : شراب وآب

       شراب وآب

گفتم که چیست فرق میان شراب و آب

که این کند خنک دل و آن یک کند کباب

گفتا خنده عشق است در سرشک

لیکن شراب نقش سرشک است در سراب

 

1: یه گله دارم من مطلب پایینی رو خیلی دوستش دارم ولی مثل اینکه دوستان زیاد لطف نداشتن بهش.

2: آقاخیلی بحث این اکانت زیاد شده و مسئله وخیمی شده اااا زنگ زدم خونه ندا دارم حرف میزنم میدونین برگشته به من چی میگه؟ میگه مهرانا تو حرف نزن بذار من حرف بزنم الآن دی سی میشی! بچم دی سی شدنهای من زیادی روش تاثیر گذاشته.

3: دیگه آخر این هفته کار آموزیمون تموم میشه ولی خداییش خیلی حالیدیم . یه کارهایی کردیم و یه اتفاقاتی افتاد که خیلی بامزه بود . آقا یه روز سر مریم خیلی شلوغ بود(آخه بیچاره بچم تحویلداره ) ولی ما بیکار بودیم آخه خیر سرمون زیر دس اون کار میکنیم . مام از سر بیکاری گفتیم یه زنگی بهش بزنیم . آقا دست بر قضا کسی نبود گوشی رو بر داره مریم هم رفت گوشی رو بر داشت آقا هی میگفت الو بفرمایید ما هی پشت گوشی میخندیدیم یه دفعه نیگاش به ما افتاد گوشی و قطع کرد و دهنمونو سرویس کرد ولی همچنان میخندیدیم.

ندا رو یه روز فرستادن قسمت بایگانی پرونده ها رو ردیف کنه رفتم طبقه بالا ببینم چی کار میکنه آقا شبیه کارگر افغانی ها شده بود اون روز تا شب خوابیده بود بچم هلاکیده بود.

4: ااااااااا یادم رفت بگم 17 شهریور تولدم بید .