X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1383 در ساعت 01:22 ق.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : ارتباط شخصیت و دست دادن...

معمولا کسی به ما یاد نمیده که چطور دست بدیم. اما اگه دقت کرده باشین خانومها و آقایون به شکلهای متفاوتی دست میدن. حتی این تفاوت رو توی شغلها و شخصیت های مختلف و وضعیتهای روحی متفاوت میشه دید. وقتی خانومها می خوان احساسات صادقانه و صمیمی خودشون رو به خصوص توی مواقع بحرانی زندگی نسبت به خانومهای دیگه ابراز کنند , با همدیگه دست نمیدن بلکه دستهای فرد مقابل رو به نرمی توی دستهای خودشون میگیرند و با حالت چهره , همدردی عمیق خودشون رو بیان میکنند. اینطور رفتاری توی برخورد با آقایون کمتر پیش میاد. به نظر میرسه خانومها این رفتار رو فقط واسه ارتباط با همجنساشون انتخاب میکنند.

از طرز دست دادن افراد میشه خیلی از خصوصیات کلی یا لحظه ایی اونا رو با دقت زیادی تشخیص داد. کف دست عرق کرده و خیس نشون دهنده دلهره و نوعی هیجان غیر عادیه. اگه کف دست شما زیاد عرق میکنه به احتمال زیاد شخصیت نگران و مضطربی دارید. یادتون باشه که اگه این خصوصیت رو دارید قبل از دست دادن دستهاتونو خشک کنید. بعضی بیماری ها هم توی کف دست شما علائم خاصی ایجاد میکنند. توی بیماری پرکاری غده تیروئید کف دستها مرطوب و گرم میشه و توی اضطراب و اختلالات هراسی کف دستها مرطوب و سرد میشه. سست و شل دست دادن معرف شخصیتی سرد , درونگرا و احتمالا متکبر هستش . بیش از اندازه محکم دست دادن هم به همین اندازه ناراحت کننده است و خارج از عرفه مخصوصا توی اولین برخورد باید از هر دو نوع بپرهیزیم. وقتی با کسی دست میدین دقت کنید که دست اون روی دست شما قرار میگیره یا زیر دست شما؟ اگه کف دست کسی تو دست دادن روی کف دست دیگری قرار بگیره نشون دهنده تمایل به تسلط و اعتماد به نفس اون و همچنین علاقه به کنترل رابطه از طرف اون هستش . اما در حالت برعکس نشون دهنده تمایل اون فرد به تحت تسلط بودن و واگذاری حق تصمیم گیری شخصی به فرد مقابل هستش. همچنین وقتی کسی موقع دست دادن دست خودش رو بالاتر از حد معمول(در حدود کمر) گرفت نشون دهنده تکبر و رییس مآبی اون فرده.

اما دست دادن با شغل افراد هم رابطه داره. مثلا خیلی از ورزشکارا موقع دست دادن نیرو و قدرت خودشون رو کنترل میکنند در نتیجه به آرومی دست میدند. هنرمندان چیره دست و ماهر , نوازنده ها و جراح ها هم مراقب دستاشونند و به اونها حساسند و توی محافظت از اونها تلاش میکنند. دست دادن دیپلماتیک هم مخصوص سیاستمدارهاست که این از خصوصیتهای بارز آمریکایی هاست. این نوع دست دادن مخصوصا طی مبارزات انتخاباتی توسط کاندیدها و یا ملاقاتهای رسمی سران و وزیران دیده میشه. شکل معمول اون گرفتن دست طرف مقابل با دست راست و گذاشتن دست چپ رو اون هستش همچنین گرفتن شونه یا بازو با دست چپ موقع دست دادن یه امر طبیعیه. تهنیت و سلام دو دوست قدیمی به این شکل هم پذیرفتنیه اما برای خیلی از افراد توی مواجهه با کسانی که آشنایی چندانی ندارن اینطور دست دادن ناخوشاینده. اونا این کار رو به عنوان حرکتی تظاهر آمیز و ریا کارانه تلقی میکنند. اما هنوز خیلی از سیاستمدارها به انجام این عمل اصرار دارند!


همچنین آداب و رسوم دست دادن توی کشورها و فرهنگهای مختلف متفاوته. فرانسویها درست مثل ما وقت ورود و خروج با هم دست میدند. آلمانیها فقط یه بار دست میدند. بعضی از آفریقاییها بعد از هر بار دست دادن بشکن میزنند که حاکی از رهایی و آزادیه. مردم بعضی از کشورها هم دست دادن رو خوب نمیدونند. امریکایی ها خیلی محکم دست میدند که احتمالا از رقابتهای سنگین جسمی مثل کشتی سرخ پوشها نشات گرفته. پیچیده ترین شکل دست دادن رو سیاه های امریکایی دارند که از چند عمل پیچیده تشکیل شده!

دست دادن شکل تکامل یافته ایی از ارتباط غیر کلامیه که طی سالهای سال به نمادی جهانی توی ارتباطات بدل شده. مثلا با نگه داشتن دو دست که دلالت بر همراه نداشتن سلاح میکرده بعدها به درود و تهنیت و صلح طلبی در بدو خوشآمد تبدیل شده. رومی ها با الهام از این عمل دست به سینه میگذاشتن . اونها حتی به جای دست دادن بازوهای همدیگه رو می گرفتند. دست دادن امروزی نشونه ایی از خوشآمد گویی و پذیراییه. تماس کامل دو کف دست نشونگر صمیمیت و حاکی از یکرنگی و یکی بودنه.

پس بیایید همه با هم با صمیمیت دست بدیم .



زمان ثبت : یکشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1383 در ساعت 11:42 ق.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : اولین تولد وبلاگم

سلام... واااااااااا ...تاحالا دیدین کسی منتظر تولد وبلاگش باشه اونوقت یادش بره چه موقع  بوده؟ واقعا شرم آوره ....اگه ندیده بودین حالا ببینین. تولد وبلاگم یادم رفته بود.

پارسال 17 اردیبهشت بود که یه دوست ناباب به اسم نداجون(ای جونش در بیاد) منو به دنیای وبلاگ نویسی آورد. مدتی بود که وبلاگها رو میخوندم اولین وبلاگی که خوندم به پیشنهاد دوستام این بلاگ پسر ایرونی بود و بعدش الف مثل آزادی و بعدشم دار و دسته پسر ایرونی....یواش یواش راغب شدم . این بود که وبلاگ رقص مست رو توی پرشین بلاگ ساختم . یه مدتی که گذشت یه دوست خوب که منو خیلی کمک کرد (صابر خدا بیامرز رو میگم) گفت بیا بریم بلاگ اسکای این بود که ما اومدیم اینجایی که هستیم در خدمت شما . از بد قدمی و بد شانسی ما تا بلاگمونو تو بلاگ اسکای ثبت کردیم بلاگ اسکای دیگه کاربر قبول نکرد شانس ما رو میبینی ترو خدا!!!!!!!گند زده به شانس بقیه

دیگه اینجور بود که مهرانا رو سر شماها خراب شد . نمیدونم والله چرا ولی خیلی ها میگن من خشن نظر میدم و یه مقدار خشن هستم . روی همین اصل هم یه کیک سفارشی دادم واسم درست کنن که مناسب من و بلاگم باشه .
 


توی این مدت دوستهای فوق العاده ایی پیدا کردم و ازشون خیلی خیلی ممنونم . به من خیلی کمک کردن و هیچ وقت یادم نمیره و از همتون هم ممنونم .

کیک سهم بقیه رو هم بذارین ها ........

اینشالله تولد وبلاگتون بیام خدمت کنم ...راستی مواظب باشین شما تولد وبلاگتون یادتون نره.

یا حق.

 



زمان ثبت : دوشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1383 در ساعت 02:10 ب.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : شیفته وحشت...

 


(( ادگار آلن پو )) را می توان اعجوبه نویسندگی قرن نوزدهم دانست. شاعر
, نویسنده و منتقد برجسته قرن نوزدهم در سال 1809 در بوستون امریکا در خانواده یی پروتستان و اسکاتلندی به دنیا آمد. پدر و مادر وی هنرپیشه سیار بودند. در سن یازده سالگی در حالی که پدرش , خانواده را ترک کرده بود, مادر خود را نیز که مبتلا به بیماری سل بود , از دست داد و در خانواده تاجر ثروتمند اسکاتلندی مقیم ریچموند به نام جان آلن بزرگ شد. ادگار به همراه تاجر به اسکاتلند رفت و تحصیلات دبیرستانی خود را در آنجا به پایان رسانید و سپس در سال 1826 وارد دانشگاه ویرجینیا شد. سپس به ارتش رفت و پس از پایان خدمت در ارتش در سال 1831 به نویسندگی و نشر مجله روی آورد و در سال 1835 مدیر مجله(( پیام ادبی جنوب )) شد. ادگار ابتدا به سرودن شعر روی آورد . اشعار ادگار مورد توجه منتقدین قرار گرفت و مکتب سمبولیسم از اشعار او تاثیر های زیادی گرفت , به طوری که شارل بودلر کمابیش وی را سر مشق خویش قرار داده بود. از سال 1840 ادگار نوشتن داستانهای اسرار آمیز را آغاز کرد . ادگار را می توان پدر داستان کوتاه و داستان پلیسی دانست. وی شیفته وحشت و داستان های وهم انگیز بود. از خصوصیات عمده داستانهای او ایجاد فضاهای خاص روانی به منظور بالابردن تاثیر وحشت است .

یکی از زیبا ترین آثارش که من پیشنهاد می کنم برید و بخونید قلب سخن چین هستش . خداییش آدمهای مثل ادگار آلن پو نادر هستند . اسم فیلمی که توی مطلب قبل نگفتم و هرکس درستشو میگفت جایزه داشت , پردیس بود . میدونم الآن یواش یواش وقت امتحانها ست و دارید بهش نزدیکتر میشید خوش بگذره .



   1       2    >>