X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1386 در ساعت 11:51 ب.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : من و هیچکس

من: هیچ کس جون ... من تنهایی نمیتونم خودمو از این وضع نجات بدم ... من به یه دوست احتیاج دارم ... دوستی که بتونه منو بفهمه ... بتونه به من بفهمونه ... حالتهامو بفهمه ... و از تو بهتر کی میتونه باشه؟ به خاطر همین دست دوستی رو به طرفت دراز میکنم ... با من همراه میشی؟

هیچکس: من کمی درد دارم میشه بشینیم؟

اما نمیدونم بارون اجازه میده که من طوفان آینده رو ببینم با نه؟