X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : جمعه 31 مرداد‌ماه سال 1382 در ساعت 09:43 ق.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : زن

سلام  میدونم دیر شده ولی روز مادر رو به همه مادرها تبریک میگم و اینشالله سایه شون رو سر بچه هاشون واسه همیشه بمونه.

واسه همین خاطر یه شعر انتخاب کردم که یه مقدار طولانیه ولی خواهش میکنم بخونید و نظرتون رو هم بگید. ممنون

 

زن

سپاس اول به حکم حق شناسی        خلاف آنچه کردم نا سپاسی

به تنها حاکم بالا و پستی                وجود مطلق دنیای هستی

به یکتا حق از باطل جدا کن           قدیر عزت و ذلت عطا کن

به معنای خرد تنها خردمند             قلم زن قادر یکتا هنرمند

به پیش دیدیده اهل طریقت             فروزاننده نور حقیقت

به آنکس  کو پس از تکوین عالم      سرشت از گل گلی مانند آدم

درون سینه اش دل را مکان داد       برآن یک مشت گل آنگاه جان داد

که عالم را به دست او سپارد          اگر شکرانه نعمت گذارد

ولی شکرانه تنها نیست گفتار          ره حق را چنین آسان مپندار

سبکباران بدامن پا کشیدند               به بی پایی به صد منزل رسیدند

حقیقت را جدا کردند ز اوهم            نه سوی دانه رو کردند نه دام

در اول منزل دریای هستی             کشیدند از جگر فریاد مستی

کنون من هم که مست جام اویم         بدین نام آوری از نام اویم

به شکر طبع شوخ قصه پرداز         کنم با نام او این قصه آغاز

 سخن شاید براه حق بگویم              که بعد از من نریزد آبرویم

تو نیز ایدوست گوش جان فراده        سپس هر نسبتی خواهی به ما ده

زن و مرد از ازل با هم قرین شد       یکی انگشتری و آن یک نگین شد

کزین گام نخستین مودت                 به پیمایند دنیای محبت

ولی زآنجا که نظمی بود منظور        شد آمر آن یک و این نیز مامور

چو در خود مرد آمر قدرتی دید         بشوق برتری از راه گردید

به سود خویش درهرگام برداشت       نوین بذری به باغ زندگی کاشت

اگر بیچاره زن گاهی خطا کرد          سرش را بی امان از تن جدا کرد

وگر جز بر مراد مرد دم زد              به فرقش سخت شمشیر ستم زد

زهر قیدی رها شد مرد پر زور         ولی زن بود در صد پرده مستور

چو قانون در جهان انشاد گردید          قلم از نو به سوی مرد چرخید

خلاصه هرچه راه ناروا بود             عنان بگسسته اسب مرد پیمود

شقاوت راکشیداین مرد پرزور           بدانجایی که زن شد زنده در گور

دل زن را زبس این مرد آزرد            وفا در سینه بیچاره زن مرد

چنین بالا نشینی گر هنر بود؟!           نخستین ظلم اولاد بشر بود!

چون زن دیدازمرداین تندخویی           دورنگی پیشه کرد و چند رویی

بجای مهر دردل کینه پرورد              برای انتقام از شیوه مرد

اسیران ناامیدانی فکورند                  فسونکارانه تا خواهی صبورند

یکی زور و یکی نیرنگ دارد            نظام زندگی صد رنگ دارد

در اینجا باز از مرد هوسباز              یکی آهنگ دیگر کرد آغاز

بشعر و با مثل زن را هجا کرد           بسود خویش عیبش بر ملا کرد

که این بی مهروآن بی اعتباراست        به عهد خویشتن نا پایدار است

چرا او شمع بزم دیگران است            چرا این با دل من سر گرانست

ولی من چون دراین عصرپر آشوب     بحق باید جدا سازم بد از خوب

به زن تکریم و تعظیم فزونست           که آنانرا چو مرد اکنون شئونست

در آن روزی که آهنگ تجدد              قرین با بی نقابیهای زن شد

گمان میرفت با آزادی زن                 شود پر زور تر بازوی میهن

ولی زن این ظریف کینه دردل           زشان خویشتن چون گشت غافل

بجای ازدیاد علم و ادراک                 بخود آراستن گردید بی باک

همان دم کاین حجاب ازخودجداکرد      به دریا رفت و چون ماهی شنا کرد

نه تنها آتشی سر بر هوا شد              زکار خانه داری هم جدا شد

نگه کن عقده در هم فشرده               چه خواهد کرد با روحی که مرده

مکش هرگز ببند اندر کسی را          همای لامکان یا کرکسی را

که چون آزاد از زنجیر گردند           اگر باشند آهو شیر گردند

کدامین شیر دل کند رام                   چنان نخجیرهای جسته از دام

کنون ای زن که مادر نام داری          بدل دانم دو صد آلام داری

بفکر نسل فردا باش و امروز           زمن پندی شایسته است آموز

تو را با کردگار عهدیست دیرین        بغفلت جان من زین بیش منشین

وطن محتاج فرزند رشید است          ازاین فرزند مادر روسپید است

بخوان یکبار تاریخ وطن را            حکایت های مردان کهن را

نخستین اوستاد مرد پرور               بشد گهواره دامان مادر

سخن از سرور پیغمبرانست            که جنت زیر پای مادرانست

مقام ارجمندی داری ای زن             قدم در هر کجا بگذاری ای زن

ترا در چشم من مقدار بیش است       ولیکن حرمت هر کس به خویش است

سبکسر گر شوی بازیچه گردی        وگر سنگین امیر قلب مردی

تو باید با وقار و عفت خویش         عیان سازی به مردان عزت خویش

تو تاج افتخار مرد خویشی             تو تنها اعتبار مرد خویشی

زن ومرداین زمان دریک ردیفند      چو تقوی در میان آید شریفند       

                                  

 نظرات



زمان ثبت : پنج‌شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1382 در ساعت 01:28 ق.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : و تو متولد شدی

بدو بدو بدو..........ماشین رو روشن کن ..........د زود باش دیگه.........زیر بغلشو بگیر بیارش تو ماشین.......

زودتر...گاز بده .........وسایل رو آوردین.........الآن میرسیم

صدای نوزاد:اووووه.....اوووووووووه......

دختره ....دختره

مبارکه مبارکه

اسمشو میذارم مریم

22سال میگذره .24مرداد هر سال یکی از بهترین اتفاقات شیرین زندگی پدر و مادرم یاد آوری میشه. خاطره ورود مریم عزیز به زندگی اونها . نور چشمی .نوه اول . بچه اول .همه چیز اول. سه سال از من بزرگتر

یادش بخیر وقتی بچه بودیم چه صفایی داشت مخصوصا کتک کاری هامون . چقدر گولم میزد. چقدر پاچه خواریتو میکنم. تولدت رو پیشا پیش تبریک میگم.

آقا یه کادویی واسش گرفتم تو خوابم فکرش رو نمیکنه. آقا یه زحمتی واسه تهیه اش کشیدم که نگو و نپرس .

میخواستم یه عکسی فلشی چیزی واست بذارم تو بلاگ ولی فکرش رو که کردم دیدم این شعری رو که دوست داری و همیشه اونو زمزمه میکنی واست بذارم.

She was more like a beauty queen from a movie scene
I said don't mind, but what do you mean I am the one
Who will dance on the floor in the round

She said I am the one who will dance on the floor in the round
She told me her name was Billie Jean, as she caused a scene
Then every head turned with eyes that dreamed of being the one
Who will dance on the floor in the round

People always told me be careful of what you do
And don't go around breaking young girls' hearts
And mother always told me be careful of who you love
And be careful of what you do 'cause the lie becomes the truth

Billie Jean is not my lover
She's just a girl who claims that I am the one
But the kid is not my son
She says I am the one, but the kid is not my son

For forty days and forty nights
The law was on her side
But who can stand when she's in demand
Her schemes and plans
'Cause we danced on the floor in the round
So take my strong advice, just remember to think twice
(Do think twice)

She told me her name was Billie Jean as she caused a scene
Then every head turned with eyes that dreamed of being the one
Who will dance on the floor in the round

People always told me be careful of what you do
And don't go around breaking young girls' hearts
She came and stood right by me
Then the smell of sweet perfume
This happened much too soon
She called me to her room



اینو بدون خیلی دوست دارم.از طرف همه هنرمندان مورد علاقه ات تولدت رو تبریک میگم . تولد شماهایی هم که تو همین روزاس تبریک میگم. دوستون دارم هوار هوارتا.ازاین سر دنیا تا اون سر دنیا.

یه نکته مهم دیگه نمیدونم چرا همه فکر کردن من لباس مشکیه هستم باید خدمتتون عرض کنم همه در اشتباهید چون من اصلا تو اون دوتا عکس نبیدم. فقط اونا رو گذاشتم حالشو ببرین.
این آهنگ خوشگل بلاگمو تقدیم میکنم به
مریم جون.

تازه یه بلاگ توپ هم تازه شروع به کار کرده حتما برین ببینین مثل بلاگ من در پیت نیست موضوع خیلی خوب و جالبی داره اسمش
فرض مجهول هستش.

ممنون از نظرهای خوشگلتون قربون همتون از اولینتون تا آخرینتون.

نظرات



زمان ثبت : یکشنبه 12 مرداد‌ماه سال 1382 در ساعت 04:18 ق.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : خاطره یک پارتی

سلام. امیدوارم حال همه تون خوب باشه . دلم واسه همتون خیلی تنگیده بود . آقا ما یه متن داشتیم با هزار امید و آرزو اومدیم آپ دیت کنیم یه هویی دیدیم اااا چه بلایی سر این بلاگ اسکای اومده . خلاصه نمیدونین چه حالی بهم دست داد.

بگذریم حیفیم اومد اون متن رو ننویسم . فقط بدونین که تاریخش مال ۳۱ ماه قبله.

سلام. الآن که دارم واستون مینویسم از زور خستگی کیبرد رو گذاشتم رو زمین و تایپ میکنم. خودمم ولو شدم روزمین. وای تو آشپزخونه رو که نیگا میکنم تموم تنم می لرزه مثل آشپزخونه هتل هیلتونه. کی بشوره این همه رو؟( هرکی خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه دیگه) کیه که قدر بدونه؟ مفت خورا زدن و رقصیدن و خوردن و بهم ریختن و جفت شدن و تیکه رو برو جفت شدن و بای کردن و حاجی حاجی مکه. نگفتن ای زحمتی دادیم . ای زحمتی کشیدی . آقا اصلا نگفتن خرت به چن من؟

ای نامردا. ای نامردا .

آقا عرضم به حضورتون قبلا از طریق بلاگ نیلو فکر کنم بعضی هاتون فهمیده بودین که قراره یه جشن فارغ التحصیلی مختلط تو خونه من ذلیل مرده برگزاربشه که امروز برگزارشد. غیر از بچه های کلاس چند تا دیگه از برو بچ هم اومده بودن.( شوخی شوخی انداختنش خونه ما ها. مام رئیس گروه و خلاصه ....)

ولی ولی ولی ... واسه امروز قرار بود دو تا رقاص حرفه ای (مذکر) که از دوستا هستن از کرج بیان که از بخت بد ما نشد و نیومدن . خیلی حیف شد . خلاصه سعادت نداشتیم.

چی بگم واستون از مهمونی . فقط اینو بدونین من الآن رو سرم هزارتا شاخ دراومده . ااااا تا دیروز فقط دماغش از چادرش بیرون بود. وای اگه بدونین  دستش از تو دست میتی(مهدی) در نمیومد بمیرم واسه مهدی چه گیری کرده بود. فقط داشت اشکش در میومد. آقارو بگو آقا تا دیروز یه من ریشو پشم داشت و اخلاق معارف 20 شده بود امروز اصلا نشناختمش چه سرو صورتی صفا داده بود ! محسن گاگول رو بگو . اولش میگی پاشو توهم پاشو عین تازه عروس ناز میکنه . وقتی بلند شد هی میگی بشین بشین مگه مینشست . آبرومونو برد . ولی یک رقص شمالی کرد جاتون خالی. ای کژال قرتی آبرویی ازت ببرم .سر کلاس میخواد درس جواب بده صداش از ته چاه در میاد وای که چه نعره هایی میزد .کم مونده بود همسایه ها بیان در خونه .

وقتی خواستیم کیک رو قسمت کنیم دیدیم اااا نصف شده ! اون موقع بود که فهمیدم چرا این دم آخری وحید ولو شده رو زمین و آی دلم آی دلم میکنه. آخه مگه مجبور بودی صبر میکردی سهمت رو میدادیم دیگه .( ندا وحید و با اون هیکلش میشناسی که یارو رو میگم) . خلاصه جونم براتون بگه که خیلی خبرا شد اگه بخوام همه رو بگم مثنوی هفتاد من کاغذه . نکته جالب توجه اینه که فکر کنم یه 10-12تایی عروسی افتادیم . همه مجرد اومدن متاهل رفتن یکیشونم یه دستت بشکنه هم به ما نگفت اینهمه پیوند قلبها رو باعث شدیم . باشه خدای ما هم بزرگه. فقط حمالیش واسه من و مریم موند.


ولی اینم بگم جای ندا خیلی خالی بود . به خاطر اینکه نیومد منم میخوام واستون تو مطلب بعدی عکسش رو بذارم.

توجه:  عکسها با رضایت خود بچه ها تو این بلاگ گذاشته شده . زور نزنین که بفهمین من کدومم چون صد سال سیاه هم نمیفهمین کدومش منم . آقایون چون از دوست دخترای متعددشون میترسیدن اجزه ندادن عکسشونو بذاریم . ولی ای یه جورایی اگه دقت کنین ملتفت حضور مبارکشون میشین.


دیگه دارم به خدا غش میکنم . برم ظرفارو بشورم . پاشو مریم بیچاره ای بختان طالع .

مریم: اممممممممممم

پاشو جون هر کی دوس داری.

مریم: اممممممممممممممممممممم

 واسه نظر دادن هم کلید شیفت رو بگیرین بعد کلیک کنین . در ضمن این نظر خواهی رو با کمک ندا گذاشتم (گفته اگه اسمشو نبرم حالمو میگیره).
نظرات