X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1382 در ساعت 07:11 ب.ظ
نویسنده : مهرانا
عنوان : (( آرامگاه عشق))

  شمع این مسئله را بر همه کس روشن کرد 
  که تواند همه شب گریه بی شیون کرد

 

 

بی تاب و ناتوان و پریشان و بیقرار

برسر زدم گریستم از دست روزگار

گفتم که: ای ترا به خدا سایبان پیر

با من بگو که خفته در این گور مرگ بار؟

کز درد تلخ مرگ وی   این قلب اشکبار

خود را در این شب تنها و تار کشت

پیر خمیده پشت

جانم به لب رسید بگو قبر کیست این؟

یک قطره خون چکید به دامانم از درخت

چون جرعه ایی شراب غم از دیدگان مست

فریاد بر کشید که ای فرد تیره بخت

بر سنگ سخت گور نوشته است هرچه هست

بر سنگ سخت گور

از بیکران دور

با جوهر سرشک

دستی نوشته بود:


              ((
آرامگاه عشق))

 

 

 نظرات